|
سید محمد خاتمی در میان استقبال خود جوش مردم وارد فرودگاه کرمان شد ،در حالی که ساعتها گروههای مختلف مردم در انتظار ورودش فضای سالن فرودگاه را مملو از جمعیت کرده بودند.خاتمی در این سفر علاوه بر دیدار با کسانی که مشتاق به دیدارش بودند در سالروز زلزله بم به این شهر نیز سفر کرد. یک روز پس از سفر دو روزه سید محمد خاتمی به کرمان در حالی که او به همراه گروهی از خبرنگاران استان کرمان به سیاق انتخابات ریاست جمهوری سال 76 سوار بر اتوبوس به بم سفر می کرد تا در سالروز زلزله سال 82 این شهر با مردمش دیدار کند،فرماندار این شهر در اعتراض به حضور وی شهر را ترک کرد.اگرچه این مقدمه مخالفت ها با سفرهای رییس جمهور سابق نیست چه پیش از این در برخی از شهرهایی که او سفر کرده بود،بارها پلاکاردهایی که اصلاح طلبان برای اطلاع رسانی و گاه خیرمقدم نصب کرده بودند،پاره شد و در کرمان نیز گروههای مخالف چون همفکرانشان چنان کردند. سید محمد خاتمی در میان استقبال خود جوش مردم وارد فرودگاه کرمان شد ،در حالی که ساعتها گروههای مختلف مردم در انتظار ورودش فضای سالن فرودگاه را مملو از جمعیت کرده بودند.خاتمی در این سفر علاوه بر دیدار با کسانی که مشتاق به دیدارش بودند در سالروز زلزله بم به این شهر نیز سفر کرد،هرچند گفته شد که حتی شورای تامین بم در مخالفت با حضور خاتمی از دادن مجوز به حضور رییس جمهور سابق کشورمان خودداری کرده که سرانجام این موضوع با وساطت امام جمعه شهر بم حل و فصل می شود.همراهان سید محمد خاتمی در این سفر را آیت ا... توسلی رئیس دفتر حضرت امام(ره)، حجت الاسلام والمسلمین مجید انصاری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، حجت الاسلام سید محمود دعایی مدیرمسئول روزنامه اطلاعات،سید علی خاتمی، دکتر امیری نماینده مردم زرند و کوهبنان و حجت الاسلام وزیری نماینده مردم کهنوج در مجلس شورای اسلامی تشکیل می دادند. تاکید بر تحقیق بر مبانی اسلام نخستین روز از سفر سید محمد خاتمی به کرمان با حضور او و همراهانش در گلزار شهدای این شهر و ادای احترام به شهدای کرمان در 8 سال دفاع مقدس صورت گرفت.او سپس در جمع روحانیون استان کرمان حضور یافت، حجت الاسلام والمسلمين سيد يحيي جعفري امام جمعه كرمان خاتمي را مظهر تواضع ادب و اخلاق حسنه دانست و در همین جمع خطاب به حاضران گفت :از روزي كه با ايشان(سید محمد خاتمی) آشنا شدم، او همين اخلاق حسنه را دارا بودند.رییس جمهور سابق کشورمان خطاب به طلاب و روحانیون این شهر با گلايه از عدم انجام تحقيقات دقيق در حوزههاي علميه در خصوص شناخت هرچه بيشتر جهان اسلام، گفت: هنوز از لحاظ تحقيقات اسلامي داراي مشكلاتي هستيم زيرا به جز چند تن از ائمه اطهار بقيه آن بزرگواران مظلوم واقع شدهاند و جادارد در خصوص خصائص علمي آن بزرگواران كارهاي بيشتري صورت پذيرد.
حضور در جمع اصلاح طلبان و دیدار مردمی برنامه های دیگر سفر رییس جمهور سابق کشورمان به کرمان بود.او در این دیدارها بود که به انتقاداتی که از سفرهای وی می شود پاسخ داد و خطاب به مخالفانش گفت اين روزها مطرح ميشود سفرهاي استاني خاتمي به چه منظوري است؟با وجودی که در آستانه انتخابات هستيم همه ما بنا داريم با همت و تدبير در اين عرصه حضور داشته باشيم و اين وظيفه ماست، شايد اين تلقي وجود داشته باشد كه هدف اصلي اين سفرها انتخابات است؛ البته ممكن است آثاري در انتخابات داشته باشد كه هيچ اشكالي ندارد؛ اما واقعيت اين است كه هدف سفرهاي داخلي من فراتر از اين موضوع خاص است و ابايي هم ندارم كه بتواند تاثيري در انتخابات خوب و شايسته ملت ايران داشته باشد. قوانین ما عادلانه نیست حضور در بم حضور رییس جمهور سابق کشورمان در بم در دومین روز سفر او به کرمان در شرایطی که مخالفت گروههای سیاسی کاملا مشهود بود صورت گرفت، استقبال از وی چنان پر شور بود که کسانی که نمی خواستند صدای خاتمی به مردم بم برسد، طرهایشان با شکست مواجه شد. در مراسم استقبال از خاتمی مردم بم با اهداء دسته های گل و ذبح گوسفند و با سردادن شعارهایی چون «صل علی محمد ، امید ملت آمد » و « صل علی محمد ، محبوب ملت آمد» به استقبال رییس جمهور سابق کشورمان رفتند.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:9  توسط پوریا محمودی
|
تا مگر يك نفسم بوي تو آرد دم صبح روز عيد غدير بود. چند ماهي از تغيير دولت گذشته بود. حاجاحمد مسجدجامعي پيشنهاد داده بود كه اگرچه خاتمي ديگر رئيسجمهوري نيست؛ اما نگذاريم ديدارش با اهل فرهنگ و هنر در روز غدير خم، منتفي شود. بگذاريم اين رسم خوب برقرار باشد... و دوستان پذيرفته بودند و دست به كار شده بودند. روز عيد، مجلس خوبي برپا شد. در خانه هنرمندان و با حضور جمع چشمگيري از هنرمندان. تا جايي كه به ياد دارم، آيدين آغداشلو، هنرمند بزرگ و ارزنده روزگار، درباره شخصيت حضرت علي در نگارگري روزگار صفويه به بعد سخن گفت. از استاد عبدالمحمد آيتي، ساده اما صميمانه تجليل شد. عبدالجبار كاكايي و فاطمه راكعي شعر خواندند. استاد ذوالفنون ساز زد. هنرمند نامدار تاجيكستان، دولتمند خالف با گروهش برنامه اجرا كرد. احمد مسجدجامعي سخن گفت. من هم اجراي برنامه را به عهده داشتم... و شرح اين مراسم را عزيز ما، حميدرضا ابك، در همان روزها در شرق، منتشر كرد. براي صرف چاي و شربت و شيريني، پس از مراسم، به اتاق رفتيم. جمع، هر يك با سيد نازنين، محمد خاتمي، سخن ميگفتند. و بازار امضا هم گرم بود. حسنآقاي معاديخواه، همت كرده بود و چهارصد، پانصد مجلد از ترجمه نهجالبلاغه به قلم پدرش را براي هديه به جمع هنرمندان با خود آورده بود.[ كه قدر اينگونه فرزندان را بايد دانست كه خوب رونقي به آثار و نوشتهها و كارهاي فكري پدر ميدهند. شيك و باسليقه و عالي منتشر كرده كارهاي جناب عبدالمجيد معاديخواه را اين فرزند جوان. حضوري هم به حسن معاديخواه آفرينها گفتهام .] بروبچههاي جوان - و حتي خود ما هم كه جوان نيستيم- دوست داشتيم خاتمي امضايي بر صفحه اول نهجالبلاغه به يادبود عيد غدير، برايمان بيندازد. و او هم با صبوري همه تقاضاها را ميپذيرفت. استاد جلال ذوالفنون، همانطور كه در حلقه صحبت نشسته بود، سيدپوريا، پسر نوجوان مرا صدا كرد و گفت: بخواه كه به يادبود، يكي از اين كتابها را هم آقاي خاتمي براي من بنويسد. پوريا رفت و كتاب را داد و ايستاد تا امضا شود. اما آقا سيدمحمد خاتمي، پس از نوشتن و امضا كردن صفحهاي با خودكار سبزش، خود برخاست، در ميان حلقه ياران، رو به استاد ذوالفنون كرد و با ادب كامل گفت: <استاد ذوالفنون، چون خود فرموده بوديد، امتثال امر كردم و ارادتم را در چند سطر به حضورتان قلمي كردم... اما صميمانه و صادقانه ميگويم كه قاعده آن بود كه شما اين كتاب را امضا ميكرديد و من به خانه ميبردم و با افتخار در كتابخانهام قرار ميدادم...>و من همانجا شگفتزده به اين ميانديشيدم كه اين عالم ديني و شخصيت سياسي، چگونه ادب درس و ادب نفس را با هم درآميخته است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 14:48  توسط پوریا محمودی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 17:51  توسط پوریا محمودی
|
سيدمحمد خاتمي در جمع نخبگان استان گلستان و مازندران نسبت به حضور مخالفان جمهوريت در جايگاههاي موثر هشدار داد. وي گفت: در مقابل، كساني هستند كه به جمهوري اعتقاد ندارند؛ هر چند ممكن است آدمهاي خوبي باشند ولي نظرشان با حضرت امام و جمهوري اسلامي مخالف است؛ وجود اين انديشه اشكال ندارد اما اگر اين انديشهخود را جوهر انقلاب اسلامي بداند و بكوشد در اركان و جايگاههاي مؤثر جا خوش كند، خطرناك است. وي افزود: بنابراين يكي از بارزترين وجوهي كه بايد به نام اصلاحطلبي اصيل روي آن تكيه شود (صرفنظر از بحثهاي تئوريك) جمهوريت نظام اسلامي برآمده از انقلاب و تن دادن به همه لوازم آن است. خاتمي تاكيد كرد: از جمله اينكه محور و مدار اصلي نظام جمهوري اسلامي مردمند، تمام اركان نظام برآمده از مردم هستند و همه قدرت و مقبوليت و اعتبارشان را از مردم ميگيرند و در مقابل مردم مسوولند. آزادي، رفاه، پيشرفت، احساس حرمت مردم و ارتقاي جايگاه مردم در جهان از لوازم جمهوريت نظام اسلامي است. وي افزود: اگر از ما (اصلاحطلبان) بپرسند دغدغه خاطرتان چيست؟ خواهيم گفت دغدغه ما اسلام، انقلاب و ايران است و وجه مشتركمان اسلامخواهي. هويت ما انقلاب بزرگ و بينظير اسلامي به رهبري حضرت امام (ره) است. ايران وطن ماست. وي تصريح كرد: بداخلاقي هميشه وجود دارد، مهم اين است كه بداخلاقيها به نام اسلام و ارزشهاي انقلاب تجلي پيدا نكند. آيا در جمهوري اسلامي ايران نسبت به فرمان 8 مادهاي امام خميني(ره) كه بازتابدهنده اخلاق حكومت است، اهتمام ميشود و نسبت به آن حساسيت وجود دارد؛ يا نه؟ گرچه ظواهر مهم است، اما ظواهر نشانه باطن است؛ ولي اگر ظواهر سبب از بين رفتن باطن شود مشكل پيش ميآيد. مهم اين است كه ظواهر دين ( نماز، روزه، حجاب) ما را به روح اسلام كه عبوديت خدا، دروغ نگفتن، سعه صدر داشتن و محبت داشتن است، برساند. خاتمي در ادامه سخنانش گفت: فكر ميكنم مساله بارز تفاوت ميان اصلاحطلبان اصيل با ديگران، در عرصه حيات اجتماعي جامعه اين است كه چقدر به مردم و جمهوريت نظام باور دارند يا ندارند؟ به همين دليل است كه انتخابات براي ما مهم است. مهم اين است كساني كه انتخابات را اداره ميكنند به انتخابات و رأي مردم و آزادي آنها، حرمت و شخصيت مردم ايمان داشته باشند و زمينه را براي ظهور و بروز آن فراهم كنند. وي افزود: ايران سربلند، ثروتمند، برخوردار از عدالت و معنويت براي همه بايد مهم باشد. اگر عدالت و مردم، ابزاري براي نفي عدالت و مردم و جمهوري باشد در جامعه دو اشكال وجود دارد؛ يكي اينكه معناي مردم و عدالت تحريف شده است و ديگري اينكه به نام عدالت و مردم بر ضد مردم عمل شده است. چگونه يك كشور ميتواند ثروتمند باشد و آن وقت ثروتش عادلانه در جامعه توزيع شود. چه برنامهاي براي رفاه مردم، ارتقاي سطح زندگي مردم و حذف عواملي كه سبب مشكلات براي مردم ميشود وجود دارد؟ اينها با شعار حل نميشود و بايد براي تحقق آن كار كرد و برنامه داشت. سيدمحمد خاتمي در ادامه گفت: در كشور ما اين تجربه تكرار شده كه سليقهاي كه روي كار ميآيد، عرصه را براي ديگري تنگ ميكند. هنوز كار داريم تا بتوانيم دموكراسي و جمهوريت را پياده كنيم؛ چون اصل مهم دموكراسي و جمهوريت تحمل يكديگر است و بهرهگيري از نيروهايي كه در چارچوب قواعد و ضوابط بازي حركت ميكنند. سرمايههاي انساني و معنوي اين كشور ارزان به دست نيامده است كه ارزان از ميان برود. وي افزود: اما كنار رفتن يا كنار گذاشتن نيروها يك امر است كه متاسفانه كم و بيش در همه دورهها وجود داشته است، ولي فاجعه آن است كه همه نيروها و احياناً شخصيتها، به انواع اتهامات ناروا متهم و فاسد و مضر معرفي شوند. خاتمي تاكيد كرد: بايد اختلافات فرعيمان را كنار بگذاريم و اتحاد داشته و روي حداقلها اتفاق نظر داشته باشيم. در اين صورت ميتوان شاهد شكلگيري مجلس عاقل، منطقي، پخته، با تدبير و كارشناس بود و چنين نيروهايي همه در ميان اصولگرايان راستين و نيز اصلاحطلبان اصيل فراوان هستند. عمق وجدان جامعه هم همين را ميپسندد. رئيس بنياد باران گفت: اگر راههاي رايج بسته است، ميتوان به ميان مردم رفت و چهره به چهره با آنان روبهرو شد و جامعه را توجيه كرد. ما دلمان براي انقلاب، اسلام و ايران ميسوزد و احساس ميكنيم وضعيت ميتواند بهتر از اين كه هست باشد. خيلي نبايد به آينده بدبين بود
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 22:0  توسط پوریا محمودی
|
سيدمحمد خاتمي در ديدار با جوانان احزاب گفت: امروز وقتي به برخي افراد پيشنهاد ميكنيم كه در انتخابات مشاركت كنند، اين افراد ميگويند كه شايد رد صلاحيت شويم و حيثيت ما خدشهدار شود و به همين دليل حاضر به مشاركت نيستند، بنابراين با رفتار قانوني و تلاش براي برگزاري يك انتخابات شكوهمند، بايد اين نگرانيها را رفع كنيم. وي با اشاره به برگزاري انتخابات مجلس در سال جاري اظهار اميدواري كرد كه <افراد استخواندار و دلسوزي كه فعاليت در چارچوب نظام را قبول دارند وارد مجلس شوند> و افزود: دو كار مهم مجلس يكي قانونگذاري و ديگري نظارت بر دولت است و بايد با برگزاري انتخابات آزاد زمينهحضور افراد باسابقه و باصلاحيت را در مجلس فراهم كرد. رئيس بنياد باران با اشاره به اينكه <بايد نسبت به دلسوزان و افراد ريشهدار انقلاب با تامل بيشتر برخورد شود> ادامه داد: مگر ما چند نفر مانند آقايان هاشميرفسنجاني، روحاني، كروبي يا ميرحسين موسوي داريم؟ چرا بايد اجازه دهيم نسبت به بزرگان انقلاب رفتار نادرست انجام شود و آنها مورد تخريب قرار گيرند؟ وي با تاكيد بر اينكه <تخريب هاشميرفسنجاني و روحاني فقط تخريب اين افراد نيست و اين مساله فقط با تخريب اين افراد خاتمه نمييابد> از هجمه عليه يكي از بزرگان نظام به علت بيان نظراتش انتقاد كرد و افزود: چنين تخريبهايي ممكن است در آينده عليه ساير بزرگان انقلاب نيز صورت بگيرد كه بايد جلوي آن را گرفت. خاتمي <قانون را بالاتر از هر چيز و انتقاد در چارچوب قانون را وظيفه جوانان احزاب دانست> و گفت: هر انتقادي كه در چارچوب نظام جمهوري اسلامي انجام شود، بايد داراي مرزبندي شفاف با كساني كه كليت نظام و خط امام(ره) را زير سوال ميبرند باشد. در اين ديدار روحا... اوحدي رئيس شاخه جوانان و دانشجويي حزب اعتماد ملي با اشاره به تجارب گذشته از اصلاحطلبان خواست منشوري شفاف براي فعاليتهاي سياسي خود تدوين كنند. وي تصريح كرد: در شرايط حال اصلاحطلبان بر اساس دو محور ميتوانند حول يكديگر گرد هم آيند. محور اول بر اساس پيروي محوري است و معطوف به نتيجه ميباشد كه حاصل آن تجربه 8 سال دوران اصلاحات خواهد بود. وي افزود: در اين دوران عدهاي قليل با طرح مباحثي خارج از چارچوب نظام و انديشههاي امام(ره) مباحثي چون خروج از حاكميت و عبور از قانون اساسي و منشور جمهوريخواهي را مطرح ميكردند كه نتيجه آن شد كه در حال حاضر مشاهده ميكنيم. وي محور دوم را معطوف به فضاي فعاليت جريان اصلاحطلب بعد از پيروزي در انتخابات دانست و گفت: در اين نگاه احزاب و گروههاي اصلاحطلب بايد بر اساس مباني اصيل نظام نظير قانون اساسي و انديشههاي امام اقدام به تدوين منشور روشن و شفاف نمايند و بر مبناي آن در صحنههاي سياسي و اجتماعي كشور عمل كنند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 22:3  توسط پوریا محمودی
|
رئيسجمهور سابق كشورمان گفت: عملكرد دولتهاي مختلف در زمينههاي گوناگون از جمله امور جوانان را نبايد فقط با يكديگر مقايسه كرد؛ بلكه بايد آنها را به صورت مجزا و با توجه به ماهيتشان نيز نقد كرد. سيدمحمد خاتمي در نشست بنياد باران به مناسبت روز جوان با بيان اين مطلب گفت: در دوران اصلاحات برخي توقعات از دولت مطرح ميشد كه واقعبينانه نبود.
وي اظهار داشت: بدون اينكه بخواهم كسي را محكوم كنم، اما از اين نكته نيز نبايد بگذريم كه هم در طرح مسائل و هم در پيگيري آن تندرويهايي وجود داشت و خود همين مانع طرح اولويتهاي اصلاحات به صورت گام به گام شد.خاتمي افزود: امروز گرچه تشكلها مورد كملطفي هستند، ولي پيدايش و بسط تشكلهاي مدني بهخصوص در حوزه جوانان در دوران اصلاحات كار مهمي بود كه صورت گرفت و اين به معني تلاش براي حضور نهادينه و موثر اجتماعي و سياسي و فرهنگي جوانان بود. رئيس بنياد باران تصريح كرد: در عرصه دانشجويي نيز از فضاي نسبتا مناسب؛ استفاده به عمل نيامد. اختلافات دروني انجمنها و حركتهاي دانشجويي و شالودهشكني چه در حوزه ديني و چه سياسي، هم سبب آشفتگي دروني شد و هم بهانه كافي به دست كساني داد كه اصلا جنبش دانشجويي را نميخواستند و به حركت سياسي و فرهنگي درون دانشگاه از اين جهت لطمه وارد آمد. وي گفت: اصلاحات به مردمسالاري ايمان داشت و دارد، ولي تعريف من از دموكراسي همواره اين بوده است كه قدرت برآمده از مردم و مسوول در مقابل آنها است و آنها بدون توسل به زور ميتوانند آن را جابهجا كنند. البته در جامعهاي كه به اسلام ايمان دارند و مردم آن هم خواستار ارزشها و موازين اسلامي هستند و در قانون اساسي آنكه به تصويب ملت رسيده آمده است؛ پايبندي حكومت به اسلام عين دموكراسي است. متأسفانه بعضي دموكراسي را با ليبرال دموكراسي يكي ميدانند و يا خواستار حذف اسلام ميشوند يا خواستار حذف دموكراسي.سيدمحمد خاتمي در ادامه گفت: در حكومت مردمسالار، آنكه حاكم بر سرنوشت است مردمند و همه اركان قدرت با هر حدي از اختيار و وظايف قدرتشان ناشي از مردم و تحت نظارت مردم و مسوول در برابر مردم هستند و اين امري است كه همين قانون اساسي ما هم به آن معترف است. اصلاحات يعني اينكه اين امر قانوني در جامعه نهادينه شود. رئيس موسسه بينالمللي گفت و گوي فرهنگها و تمدنها افزود: البته وقتي ميگوييم اسلام؛ مراد اسلامي است كه قادر به پاسخگويي به نيازهاي زمان، رشد و شعور مردم و مصالح جامعه باشد؛ خيليها با اين اسلام كه امام نماينده آن بودند مخالف بودند و هستند؛ منتها نبايد گذاشت كه چنين برداشتهايي حاكم گردد.خاتمي تصريح كرد: جهت واقعگرايانه اصلاحات اين بود كه بپذيريم اين قانون اساسي ايران ارزان به دست ما نيامده است و نيز شكلگيري و تصويب آن هم كاملا دموكراتيك بوده است و ميتواند در درمان درد تاريخي جامعه ما موثر باشد. رئيسجمهور سابق كشورمان تاكيد كرد: در دوران اصلاحات برخي خواستار گذار از قانون اساسي بودند و در مقابل عدهاي هم هر حركت دولت را مقابله با ارزشها ميپنداشتند كه هيچكدام از اين دو وجه مورد نظر ما نبود؛ امروز متأسفانه فضا كاملا قطبي شده است. بدبينيهاي مفرط در به وجود آمدن اين قطبيشدن تأثير داشته و دارد. سيدمحمد خاتمي افزود: رئيسجمهوري، خيلي كارها در عرصههاي اقتصادي، سياسي، بينالمللي، معيشتي و جامعه و... دارد كه بايد به آن بپردازد، نميشود همه اينها را رها كرد و فقط به پارهاي شعارهاي سياسي اهتمام كرد و بس. وي گفت: به عنوان نمونه در جريان آشوبهاي 18 تير عدهاي مخالف هرگونه برخورد و عدهاي هم دنبال شديدترين برخوردها بودند اما دولت، آشوبهاي خياباني را با كمك نيروهاي انتظامي و نظامي بدون شليك يك گلوله خاموش كرد. خاتمي تاكيد كرد: يك دولت نميتواند دست آشوبگران را كه دانشجو نبودند باز بگذارد ولي بايد بگويم كه در مجموعه حوادث واقعا به دانشگاه و دانشجو جفا شد ولي مگر همه كارها دست دولت بود؟وي در پايان سخنان خود درباره انتخابات پيش روي مجلس شوراي اسلامي اظهار اميدواري كرد كه انتخاباتي نسبتا آزاد و سالم برگزار شود و اين امر را براي سرنوشت كشور و مردم و بهخصوص جوانان پراهميت دانست
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 22:1  توسط پوریا محمودی
|
رئيس موسسه بين المللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها گفت: يكي از كارهاي ما اين است كه از اسلام دفاع و شعار نجات اسلام و دفاع از آن را مطرح كنيم؛ اسلامي كه ميتواند و بايد در عرصه حيات اجتماعي حضور داشته و منشاء اثر باشد.سيدمحمد خاتمي در جمع فارغالتحصيلان انجمن اسلامي ايلام در بيان ويژگيهاي اين اسلام افزود: اسلامي كه براي ساختن انسان، بر معنويات، عرفان و اخلاق تكيه ميكند، متاسفانه امروز گاه خلاف آن را ميبينيم و اگر بداخلاقي و تخريب ارزش به حساب آيد بايد احساس خطر كرد. وي تاكيد كرد: اگر همه ارزشها و مقدسات براي رسيدن به مقاصد سياسي مصادره شود از حقيقت اسلام دور شدهايم؛ چون اسلام همه چيز را براي آن ارزشها خواسته است. اصلاحطلب واقعي بايد از اين اسلام دفاع و براي عرضه آن به جامعه جهاني تلاش كند. رئيس بنياد باران اظهار داشت: ما دلمان براي كشور ميسوزد و احساس ميكنيم وضعيت ميتواند بهتر از اينكه هست باشد. ميتوان با كار كارشناسي، عقل، تدبير و درايت، مسائل و مشكلات را بهتر حل كرد. سيدمحمد خاتمي در ادامه سخنانش اظهار داشت: نبايد نسبت به حذف بيرحمانه نيروها بيتفاوت بود، متاسفانه در همه دورهها حذف وجود داشته است؛ اما اينكه علاوه بر كنار گذاشتن نيروها، جرياني درصدد تخريب حيثيت، پروندهسازي و ايجاد تنگناهاي فراوان براي افراد و شخصيتها باشد و با سرمايههاي كشور و انقلاب اينگونه رفتار شود، قابل قبول نيست. رئيسجمهور سابق كشورمان گفت: بايد با وجود بستهشدن بسياري از راههاي ارتباط با مردم، در عرصه انتخابات حضور داشت. بايد تنگنظريها را كنار بگذاريم و به اتحاد و ائتلاف برسيم و دغدغه خدمت به مردم و جهتگيري صحيح داشته باشيم. مردم ايران هشيارند و هر آنچه در فضاي آزاد و رقابتي انتخاب كنند مورد احترام همه ماست. اميدوارم شاهد شكلگيري مجلسي كارآمد، پخته، متعهد، عاقل و كارشناس باشيم. در ابتداي اين ديدار كه استاندار سابق ايلام و نماينده مردم ايلام در مجلس شوراي اسلامي نيز حضور داشتند، حاضران به بيان ديدگاهها و نظرات خود در مورد مسائل روز كشور پرداختند
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 21:56  توسط پوریا محمودی
|
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها گفت: يکي از کارهاي ما اين است که از اسلام دفاع و شعار نجات اسلام و دفاع از آن را مطرح کنيم؛ اسلامي که ميتواند و بايد در عرصه حيات اجتماعي حضور داشته و منشأ اثر باشد. حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي در جمع فارغالتحصيلان انجمن اسلامي ايلام در بيان ويژگيهاي اين اسلام افزود: اسلامي که براي ساختن انسان، بر معنويات ، عرفان و اخلاق تکيه ميکند، متاسفانه امروز گاه خلاف آن را ميبينيم و اگر بداخلاقي و تخريب ارزش به حساب آيد بايد احساس خطر کرد. وي تاکيد کرد: اگر همه ارزشها و مقدسات براي رسيدن به مقاصد سياسي مصادره شود از حقيقت اسلام دور شدهايم؛ چون اسلام همه چيز را براي آن ارزشها خواسته است. اصلاحطلب واقعي بايد از اين اسلام دفاع و براي عرضه آن به جامعه جهاني تلاش کند. رييس بنياد باران اظهار داشت : ما دلمان براي کشور ميسوزد و احساس ميکنيم وضعيت ميتواند بهتر از اين که هست باشد. ميتوان با کار کارشناسي ، عقل ، تدبير و درايت، مسائل و مشکلات را بهتر حل كرد. سيد محمد خاتمي در ادامه سخنانش اظهار داشت : نبايد نسبت به حذف بيرحمانه نيروها بيتفاوت بود ، متاسفانه در همه دورهها حذف وجود داشته است؛ اما اين که علاوه بر کنار گذاشتن نيروها، جرياني در صدد تخريب حيثيت ، پروندهسازي و ايجاد تنگناهاي فراوان براي افراد و شخصيتها باشد و با سرمايه هاي کشور و انقلاب اين گونه رفتار شود، قابل قبول نيست . رييسجمهور سابق کشورمان در پايان گفت: بايد با وجود بستهشدن بسياري از راههاي ارتباط با مردم، در عرصه انتخابات حضور داشت . بايد تنگنظريها را کنار بگذاريم و به اتحاد و ائتلاف برسيم و دغدغه خدمت به مردم و جهتگيري صحيح داشته باشيم . مردم ايران هوشيارند و هر آن چه در فضاي آزاد و رقابتي انتخاب کنند مورد احترام همه ماست . اميدوارم شاهد شکلگيري مجلسي کارآمد ، پخته ، متعهد، عاقل و کارشناس باشيم. در ابتداي اين ديدار که استاندار سابق ايلام و نماينده مردم ايلام در مجلس شوراي اسلامي نيز حضور داشتند، حاضران به بيان ديدگاهها و نظرات خود در مورد مسائل روز کشور پرداختند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 21:54  توسط پوریا محمودی
|
رئيس بنياد باران با تاكيد بر اينكه در زمينه گزارش عملكرد دولت اصلاحات كارهاي بيشتري ميتوانست صورت بگيرد، گفت: گرچه در گذشته و حال در وضعيتي قرار داريم كه كمتر صداي ما به جامعه ميرسد.سيدمحمد خاتمي در ديداري با جمعي از خبرنگاران مطبوعات و خبرگزاريهاي كشور افزود: تمام رسانههاي نوشتاري در خدمت ما نبود و بخش قابل توجهي از آنها در دست جرياني قرار داشت كه رسانههاي ديداري و شنيداري را اداره ميكرد. بنابراين يكي از مشكلات ما رساندن مطالب به مردم بود كه اگر در اين زمينه خيلي كار ميكرديم موفقيت زيادي كسب نميكرديم. طبيعي است كه امروز وضع نامناسبتر است. وي تاكيد كرد: مساله مهمتر از اينهاست و بايد به صورت عميقتري به آن نگريست؛ بايد درباره حجم مطالبي كه در جهت تخريب افراد و جريانها به كار برده ميشود و ميزان تاثيرگذاري آن در مردم تحقيق كرد؛ چراكه در چنين فضايي رسانه شايعه خيلي كاربرد دارد كه معمولا مطالب دقيقي را نيز منتقل نميكنند. رئيس بنياد باران گفت: در اين شرايط اگر با كساني كه در چارچوب نظام و ضمن قبول داشتن اصول قانون اساسي مسووليت ايجاد يك رسانه دوطرفه را قبول ميكنند و در عين حال ميخواهند به طور مستقل سخن بگويند برخورد شود، در ازاي آن، اعتماد مردم به رسانههاي رسمي كمتر ميشود و اتكاي مردم به منابعي كه نه در اختيار نظام هستند و نه هيچگونه تعهدي در مقابل نظام، اسلام و مردم دارند و هرچه ميخواهند ميگويند، بيشتر ميشود كه موجب آثار تخريبي بيشتري براي جامعه و نظام ميشود. وي افزود: اگر تشكلها رسمي شوند تا در چارچوب نظام و قانون اساسي فعاليت كنند و بتوانند در عين انتقال درست مطالب نقد هم بكنند جامعه امنتر و پيشرفتهتر خواهد شد. معناي تشكلها هم اين نيست كه از كارهاي دولت فقط تعريف و تمجيد كنند. هركدام هم با توجه به اينكه بخشي از جامعه را نمايندگي ميكنند در قبال آن مسووليت دارند و نيز براي بالا بردن دانش و آگاهي آنها نيز صاحب نقش هستند. به همين دليل است كه رسانهها و تشكلهاي مستقل بايد مورد حمايت قرار گيرند. رئيس بنياد باران تاكيد كرد: وقتي كه يك رسانه مستقل به نقد دولت بپردازد، بيشتر از رسانههايي كه يكطرفه عمل ميكنند مورد اعتماد قرار ميگيرد، در عين حال چون در برابر جامعه و نظام مسوول است مصالح را نيز رعايت ميكند. خاتمي ادامه داد: دولت در اين جهت اولين كاري كه بايد انجام ميداد، اين بود كه از خود سعهصدر نشان دهد تا انتقادپذيري در ساير بخشهاي جامعه هم به وجود آيد. خاتمي تاكيد كرد: مراجعه مردم به منابع غيرقابل اعتماد در بلندمدت زمينههاي يك تخريب بزرگ اجتماعي را فراهم ميآورد. بنابراين بايد فضايي در كشور حاكم باشد تا خبرنگاران و روزنامهنگاران حريم امني داشته باشند. رئيس بنياد باران پيرامون برخود با مطبوعات اظهار داشت: مگر ما ميگفتيم كه اگر روزنامهاي تخلف كرد، نبايد با او برخورد كنيم؟ سخن ما اين بود كه برخودها بايد طبق قانون باشد و در اين جهت هم اول؛ جرم و مفاهيمي مانند انتقاد، مصالح ملي و... بايد تعريف شود تا به آساني با هركس نتوان برخورد كرد كه اين مساله باعث ايجاد فضاي ناامني براي خبرنگاران و نويسندگان ميشود. دوم؛ نحوه برخوردها مهم است و بايد در دادگاه صالح و با حضور هيات منصفه باشد. اينها همه حرفهاي درستي است و سياستهايي بود كه از آن دفاع ميكرديم. وي با طرح اين پرسش كه چرا يك خبرنگار كه تمام زندگيش وابسته به يك نشريه است با يك توقيف بايد دچار مشكل شود، گفت: به دليل همين مسائل اصرار داشتيم كه انجمن صنفي روزنامهنگاران وجود داشته باشد. امروز بيپناهترين بخش جامعه خبرنگاران و نويسندگان هستند و اين ناامني باعث ميشود تا آنها به سراغ شغل ديگري بروند. خاتمي با تاكيد به اينكه اگر جرياني احساس كند كه سخني براي گفتن دارد بايد وارد صحنه شود و فقط از دور دستي بر آتش نداشته باشد، گفت: مثلا اگر جرياني در مجلس نماينده داشته باشد بهوسيله آن ميتواند از حقوق خود از راههاي گوناگون مانند طرح تحقيق و تفحص، نطق پيش از دستور و... دفاع كند. وي همچنين تقديم لوايح دوگانه در زمان رياست جمهوريش را در راستاي اجراي درست قانون اساسي و مهار بخشهايي از قدرت و مسووليتپذير كردن آنها دانست و از به تصويب نرسيدن آن ابراز تاسف كرد. وي يادآور شد: چند سال پيش افراد زيادي به اتهام براندازي دستگير شدند كه دولت رسما اعلام كرد كه آنها برانداز نيستند، اما دستگاههايي كه توانايي زندان و دستگيري داشتند كار خودشان را ميكردند. خاتمي اظهار كرد: عليرغم همه مشكلات در كشور هركس ميتواند از حقوق مشروع خود و جامعه دفاع كند و بايد وارد عرصه اجتماعي شود؛ بدين جهت هم ميگويم كه در انتخابات بايد شركت كرد. رئيس بنياد باران پيرامون نتايج احتمالي انتخابات آينده مجلس تاكيد كرد: نگران افكار عمومي نيستم، بلكه نگران بخشهايي هستم كه اجازه رسيدن همه صداهاي علاقهمند به اسلام و انقلاب و جمهوري اسلامي را نميدهند؛ البته در درازمدت اين امر به نفع هيچكس و به خصوص حاكميت هم نيست
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 21:51  توسط پوریا محمودی
|
در مورد انتخابات ما قهر نكردهايم؛ بلكه از نظام انتظاراتي داريم كه اميدوارم برآورده شود.> سيدمحمد خاتمي كه با جمعي از اعضاي شوراي مركزي و اعضاي فعال <انجمن فرهنگ و سياست دانشجويان دانشگاه شيراز> ديدار كرده بود با اشاره به انتخابات آتي مجلس شوراي اسلامي تاكيد كرد: ما در انتخابات شركت ميكنيم و حق ما است كه شركت كنيم.البته زمينه انتخاب آزاد بايد فراهم شود و هرچه مردم گفتند پذيرفته گردد؛ جوري نباشد كه ته دل مردم و پيروزشدگان و شكستخوردگان اين باشد كه آنچه به وجود آمد طبق قانون و نتيجه خواست مردم نبود. رئيسجمهور سابق ايران افزود: بايد مصلحت كشور را بگوييم كه كشور ما در معرض تهديد است و اگر يك اقليتي بيايد و همه را حذف كند و به نام اكثريت اعتماد متقابل مردم و نظام را از بين ببرد، امنيت نظام به مخاطره ميافتد. البته بايد نقد كنيم و هر نقدي را هم براندازي ندانيم. وي تاكيد كرد: ما در انتخابات شركت ميكنيم و حق ما هم هست كه شركت كنيم؛ بايد زمينه انتخاب آزاد فراهم و هرچه مردم گفتند پذيرفته شود. به گزارش ايسنا، به نقل از روابط عمومي بنياد باران، خاتمي با اشاره به اينكه تجربه تاريخي ما مبني بر اجماع بر نخواستن است، تاكيد كرد: ما روي خواستهها اجماع نميكنيم و اصلا خواستههايمان را معين نكردهايم و بعد از آن تلاش نكردهايم تا حول محور آن خواسته اجماع كنيم و حركت خود را شكل دهيم؛ اين مشكل بزرگ تاريخي ما است. رئيس بنياد باران وظيفه تشكلهايي چون انجمن فرهنگ و سياست را روشن كردن خواستهها دانست تا اجماع حول خواستهها شكل گيرد. وي تاكيد كرد: در مورد ائتلاف متاسفانه هم در مباحث تئوريك و هم در مباحث عملي اين آشفتگيها وجود دارد. اين مشكل در اصولگرايان، اصلاحطلبان و حتي روشنفكران ما هم وجود دارد و اين رسالت انديشمندان و تشكلهاي اصيل است كه چنين موضوعاتي را مورد بررسي قرار دهند و از دل آن گفتمان وحدت را پديد آورند. يكي از رسالتهاي ما تبيين اصول اصلاحطلبي است. خاتمي در ادامه با اشاره به ميلاد امام عصر(عج) انقلاب اسلامي را منسوب به حضرت بقيها... و اسلام دانست و تاكيد كرد ما افتخار ميكنيم كه در اين مسير قدم برداريم. خاتمي افزود: آيا آنچه مرضي آن بزرگواران از رسول اكرم(ص) تا حضرت بقيها... (عج) است، اين است كه ما فقط جشنهاي بزرگ بگيريم و به ظاهر به آنها اظهار ارادت كنيم و بعد زندگي اجتماعيمان هيچگونه ارتباطي با آنها نداشته باشد؟ بايد در زندگي فردي و اجتماعيمان هم نشان دهيم كه پيرو آن بزرگان هستيم. رئيسجمهور سابق كشورمان افزود: در سال 56 كه درگيريها و كشتارها و چهلمها اوج گرفته بود، امام(ره) اعلام كردند كه امسال جشن نيمه شعبان نداريم؛ چون قطعا وضع آن زمان مرضي حضرت بقيها... نبود و ما بايد اعلام ميكرديم كه از اين وضعيت ناراضي هستيم و عزاداريم. همانجا يك عدهاي در برابر امام ايستادند و بعضي از كساني كه امروز خيلي ادعاي دفاع از اسلام و تلاش براي دفع مفسدين و نزديك دانستن انديشه خود با انديشه اصلي امام را دارند، آن زمان امام را تخطئه كردند و در قم جشن مفصلي را در دهنكجي به امام برگزار كردند؛ البته بايد ديد كداميك از اين جريانها در مسير امام زمان هستند. رئيس بنياد باران تعبير خود از آزادي را با ولنگاري متفاوت دانست و به فرمايش حضرت اميرالمومنين(ع) اشاره كرد كه <مقدس نيست امتي كه در آن مظلوم نتواند بدون لكنت زبان در مقابل ظالم بايستد و حرفش را بزند و نگراني نداشته باشد.> وي افزود: اگر ما فقط به مساله آزادي بينديشيم و آن را طبق معيارهايي كه ابتدا در غرب تجربه و بعد تعريف شده است بپذيريم ميبينيم از عقل محض كانت تا عقل تاريخي ديلتاي كه تاكنون هم تقريبا مورد قبول است، بسياري از اين تعريفها در بستر تاريخي و اجتماعي خود شكل گرفته و قابل تعميم به همه جوامع نيست و نميتوان گفت چون غرب در حركت خود به ليبرالدموكراسي رسيد، پس بايد در جامعه ما هم ليبرالدموكراسي را پياده كرد؛ اما آزاديخواهي مساله مشترك همه انسانها در طول تاريخ بوده و به صورت بارزي در دوران ما تجلي كرده است؛ اما جامعه ما به علت مذهبي بودن و ديني بودن هويت مردم، اسلامش را هم خواسته حفظ كند. خاتمي تصريح كرد: هنر امام(ره) ارائه اسلامي بود كه با خواست تاريخي مردم ايران مبتني بر آزاديخواهي هماهنگ بود و اسلام ناب هم در عرصه اجتماعي همين است و اصلا انقلاب براي تحقق همين آزادي و استقلال و رفع عقبماندگي صورت گرفت. امروز نسل پيشتاز و روشنفكر ما بايد فاصله خود را با سنتگراياني كه هيچگونه دغدغه اجتماعي نداشتهاند و همچنين روشنفكراني كه هويت تاريخي مذهبي مردم را ناديده گرفتند مشخص كند. خاتمي سپس در ادامه گفت: من معتقدم آن اسلام اجتماعياي كه با خواست تاريخي مردم و سازگار با هويت مذهبي و معنوي مردم بوده، به صورت جمهوري اسلامي مطرح شده است كه در دل آن آزادي يعني آزادي سياسي، حق اظهارنظر، حاكميت مردم بر سرنوشت و حق ابراز راي و تعيينكنندگي حضور مردم و مسوول بودن حكومت در برابر مردم و نهادهاي مردمي و قدرت داشتن مردم به جابهجايي قدرت بدون توسل به زور و خشونت وجود دارد و معناي دموكراسي و جمهوري، هم همين است. خاتمي در مورد گفتمان چپ مذهبي نيز گفت: گفتمان دهههاي اخير حركت اسلامي گفتمان چپ بوده است يعني امام اين گفتمان را مطرح نكرده است. امام اسلام، آزادي و سقوط دولت پهلوي را مطرح كرده است و بعضي روشنفكران تحت تاثير فضاي چپ موجود وقت، گفتمان چپ مذهبي را رايج كردند. گفتمان چپ هم در دنيا شكست خورده و از رده خارج شده است. پس از آن، باز آشفتگيهايي به وجود آمده است و گفتمان اصلاحطلبي گاهي تنه به تنه ليبراليسم زده است. چون ما مشخص نكردهايم نظر مستقل خودمان چيست اما ميتوانيم در متن همه جريانات اسلامي روشن، جرياني به نام اصلاحطلبي را ببينيم كه بايد چارچوب آن را مشخص و از نظر تئوري هم آن را قوي كنيم. رئيس بنياد باران در مورد كوتاهي نسبت به جريان دانشجويي نيز گفت: كوتاهي نسبت به جريان دانشجويي را انكار نميكنم؛ ممكن است ما هم كوتاهي كرده باشيم اما اين مساله بايد در مجموعه ديده شود. وي خطاب به اعضاي شوراي مركزي و اعضاي فعال <انجمن فرهنگ و سياست دانشجويان دانشگاه شيراز> گفت: شما كه با اين همه مشكلات هنوز ايستادهايد، مانند نهالي هستيد كه بايد در فضاي آرام دوباره رشد كنيد و تكثير شويد و منشاء حركت درست دانشجويي باشيد. وي تصريح كرد: در عين حال بايد توجه داشت اين حركت نظام را قبول اما انتقاد هم دارد و معتقد است راهكارهاي بهتري براي اداره نظام وجود دارد و ميكوشد تا به حق خود در دسترسي به جايي نظير مجلس، دولت و دانشگاه كه بتواند در آن منشاء اثر باشد، برسد. در عين حال بايد از تجربه قبلي استفاده و اولويتهايمان را مشخص كنيم تا دچار اختلاف نشويم. بخشي از هزينههايي كه حركتهاي آزاديخواهانه و مستقلي چون شما ميتوانند داشته باشند به خاطر تشخيص ندادن اولويتها است و اينكه طرف مقابل هم همه را به يك چوب ميراند. در آغاز اين ديدار سوالاتي توسط اعضاي انجمن مطرح شد كه خاتمي به آنها پاسخ داد. همچنين سيدعلي حسيني دبير انجمن فرهنگ و سياست به قرائت بخشهايي از مرامنامه اين انجمن پرداخت. در ادامه سيدعلي موسويمهر، عضو شوراي مركزي دانشكده مهندسي، چهار ركن اسلاميت، عقلانيت، قانونمداري و دموكراسيخواهي را از اركان اصلي فكري انجمن دانست و در مورد سوابق و برنامههاي انجمن توضيحاتي ارائه داد
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 21:48  توسط پوریا محمودی
|
موزه ملي قرآن كريم چندي پيش محل برگزاري مراسمي در بزرگداشت مقام حضرت زهرا(س) بود. در اين مراسم سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهور سابق ايران به طرح يكي از مسائل با اهميت جهان و خاصه جهان اسلام اشاره كرد كه همان مقايسه جايگاه زنان و مردان است. وي با اشاره به مقام حضرت زهرا(س) گفت: <زهرا(س) يك زن است، زني كه معيار كمال انسانيت ميشود و پيامبر بر دست او بوسه ميزند. سوال اين است كه چرا در تاريخ اسلام، زن محور مسووليتهاي اجتماعي قرار نگرفته است.> آنچه در پي ميآيد، متن كامل اين سخنراني است. در فضايي كه با ظاهرپرستي، گزافهگويي، سطحينگري و خرافات آلوده شده است، سخن از زهرا(س) و علي(ع) و اسلام و حقيقت گفتن كار دشواري است؛ بهخصوص كه مراكز و مراجعي كه بايد الگوي نشاندادن حقيقت باشند، خود مقلد اين عوامزدگي و عوامگرايي هستند و بر غبار اين فضا ميافزايند و نيز دستگاههايي كه بايد نشردهنده حقيقت و زيباييها باشند، اين غبار را در توفاني از عرضههاي نامتناسب، سبب تيرگي بيشتر فضاي جان و جهان ما ميشوند. سخن گفتن از زهرا(س) كار آساني نيست، اما وجود چنين مجلسي - با حضور اهل درك و درد و دل - كه با همت برادر عزيز و بزرگوار جناب آقاي مسجدجامعي برگزار ميشود، غنيمت است؛ هرچند كه اين قطرهاي است در برابر درياي وجودي زهرا(س.) در مجامع حديثي شيعه و سني به تكرار اين حديث با همين الفاظ يا با مضاميني كه از اين الفاظ برميآيد، آمده است كه: <انا... ليغضب لغضب فاطمه و يرضي لرضاها> خداوند از خشم فاطمه خشمگين ميشود و از خشنودي زهرا خشنود ميشود. اين حديث، مورد اتفاق همه فرق اسلامي است. گاهي ما امري را توصيف ميكنيم كه زيباست و گاهي براي زيبايي معيار مشخص ميكنيم. گاهي ميگوييم علي صاحب حق است و گاهي ميگوييم: <علي مع الحق و الحق مع علي.> گاهي ميگوييم: <زهرا راضيه و مرضيه است؛ همان كه نشانه كمال آدمي است و در ذيل سوره فجر آمده است: يا ايتها النفس المطمئنه / ارجعي الي ربك راضيه مرضيه / فادخلي في عبادي / ودخلي جنتي. (فجر / 30-27) آن جان استوار و نستوه و مطمئن كه هم از خدا خشنود است و هم خدا از او خشنود كه نشانه كمال آدمي است و آن وقت اين مكانت و منزلت را پيدا ميكند كه مخاطب خدا بشود كه داخل شود در زمره بندگان من (واژه <عباد> مضاف به ياي متكلم) و داخل شود در جنت و بهشت و فردوس من. نشانه كمال آدمي در بينش اسلامي، رضايت از خدا و مورد رضايت خدا بودن است و ميدانيم كه حضرت زهرا، <راضيه>، <مرضيه> است. يعني به تعبير قرآن مصداق انسان كامل است. اما اين حديث چيز ديگري ميگويد؛ نميگويد كه زهرا راضي از خدا و خدا راضي از اوست، بلكه ميگويد زهرا معيار رضايت خداست. نميگويد زهرا زيباست، بلكه ميگويد زيبايي را با زهرا بايد سنجيد. او ميزان زيبايي و ميزان خير است. نميگويد زهرا انسان كامل است، بلكه ميگويد <كمال انساني را با ميزان و معيار زهرا بايد سنجيد، من فكر نميكنم بالاتر از اين تعبير بتوان در توصيف يك شخصيت انسان كامل به كار برد. ميدانيم كه زهرا مورد احترام ويژه پيامبر و مورد احترام ويژه حضرت المومنين بود؛ نه بهعنوان يك فرزند يا همسر كه پيامبر فرزندان ديگري داشت، بعد از حضرت زهرا و حضرت علي همسران ديگري هم داشت. اين احترام ويژه، احترام به يك انسان سرآمد است كه به درجهاي ميرسد كه برترين بنده خدا يعني پيامبر بر دست او بوسه ميزند و نيز ميدانيم كه به روايت و داوري بسياري از مفسران و صاحبنظران شيعه و سني، مراد از <كوثر> در قرآن، حضرت زهرا(س) است. <كوثر> نه از اين جهت كه فقط نسل جسماني حضرت پيامبر به واسطه وجود مبارك اين بانوي بزرگوار تداول و تكرار در تاريخ پيدا كرد، بلكه تداول معرفت، فهم محتوا و زيبايي و آموزشهاي دين خدا نيز به واسطه زهرا(س) در تاريخ جاري شد و ميدانيم كه از نظر ما شيعيان، زهرا معصوم است؛ يعني يكي از معدود انسانهايي است كه مصون از خطا و اشتباه و گمراهي است. خلاصه زهرا(س) با هر ديدگاهي از سوي گرايشهاي مختلف اسلام يك انسان معيار است و معيار كمال انسانيت و اين مقام را كمتر كسي ميتواند احراز كند. در اينجا من ميخواهم يك سوالي را كه اين روزها مطرح است و همواره بوده و خواهد بود، مطرح كنم و تلاش كنم كه خيلي كوتاه آنچه را كه در پاسخ به آن به ذهنم ميرسد، خدمتتان عرض كنم. زهرا يك زن است، زني كه معيار كمال انسانيت ميشود و پيامبر بر دست او بوسه ميزدند. سوال اين است كه چرا در تاريخ اسلام، زن محور مسووليتهاي اجتماعي قرار نگرفته است گرچه شايد تاريخ اسلام نسبت به تاريخهاي ساير كمتر مردانه باشد و در تحولات اجتماعي اسلام، جايگاه و نقش زن را بيشتر ميبينيم. در كنار حضرت پيامبر(ص)، حضرت خديجه(س)، در كنار حضرت علي(ع)، حضرت زهرا(س) و در كنار امام حسين(ع)، حضرت زينب(س) را ميبينيم و نيز شخصيتهاي ديگر، اما در تاريخ اسلام هم مثل تاريخهاي ديگر بشري، زن محور و مدار مسووليتهاي اجتماعي نبوده و در تاريخ بشر هم چنين بوده است. اگر مواردي بوده، بسيار استثنايي و بسيار كوتاه بوده است. محور و مدار مسووليتهاي اجتماعي در جامعه بشري مرد بوده است. يعني تاريخ بشري، تاريخ مردانه است و داراي نگاه مردانه. در مردانه بودن آنچه كه در اسلام تاريخي تحقق پيدا كرده است، ترديدي نبايد بكنيم. نگاه مردانه به تاريخ و به انسان، ناشي از يك ديد مادي و سطحينگرانه است. عضلات مرد نوعا قويتر از عضلات زن است، تواناييهاي جسماني مرد نوعا بيشتر از زنان است و اين نگاه مادي، به همه شئون و جنبههاي انساني سرايت پيدا كرده است؛ در نتيجه يك ديد ماترياليستي، مادي و سطحي بر تاريخ بشر حاكم شده است و آن اينكه مرد جنس شايستهتر و اولاست و زن و جنس دوم. مراد از جنس در اينجا Sex است و نه جنس كه در منطق هست. چون به هر حال همه قبول دارند كه زن و مرد نوعي هست در زير جنس حيوان. بر پايه اين نگاه مادي و سطحي، وقتي گفته ميشود: مرد جنس برتر است، يعني در اين نوع انساني، آن بخش برتر و برجستهتر مرد است و رسالت زن اصلا اين است كه زندگي مرد را تكميل كند و برآورنده نيازهاي مادي و معنوي مرد باشد، تا مرد مسووليت مهم اجتماعي را انجام بدهد. اساسا اين ديد در تاريخ حاكم بوده است، به طوري كه در زبان، ادب، فرهنگ، هنر، فلسفه و بينش و منش انسان در طول تاريخ (با همه اختلافاتي كه داشته است) اثر گذاشته است. در فلسفه اسلامي ما به كلمه <فضيلت> كه همان <برتري> است، برميخوريم. اين فضيلت ترجمه يك اصطلاح يوناني است كه به نام <> Art كه اين واژه در زبانهاي لاتين، فرانسه و انگليسي به <> Virtu ترجمه شده است. هم در Art و هم در Virtu نوعي ذكوريت و نرينگي نهفته است؛ يعني <فضيلت>، در فلسفه اسلامي ترجمه شده، به مردانگي است. همچنين لغت <مردانگي> را در نظر بگيريد؛ وقتي ميخواهيد يك امر برجستهاي را تعبير كنيد يا يك فضيلتي را بگوييد، ميگوييد از مردانگي و جوانمردي است. <هنر> كه در واقع ترجمه مناسبتر <> Art است تا <فضيلت.> در متنش مساله <نرينگي> نهفته است. اين بينش چنان قوي بوده است كه در فرهنگ و تاريخ و ادب و هنر و ارزشگذاري و فلسفه و اخلاق و فقه و حقوق و همه روابط اجتماعي بشر تاثير گذاشته است؛ يعني ديد مردانه به تاريخ و مرد را جنس برتر دانستن، زن را جنس دوم و پايينتر دانستن. اين واقعيتي است كه در تاريخ رخ داده است. حتي اگر ما با يك نگاه سطحي هم به متون مراجعه كنيم - متون هم با زبان رايج و مخاطب قرار دادن ذهنهاي جامعه سخن ميگويند - غلبه نگاه مردانه را در آنها مشاهده ميكنيم. مگر ما در قرآن نميخوانيم كه پيامبران به زبان قوم خويش نازل ميشدند؛ حتي در نگاه اول وقتي به متون ديني و اسلامي رجوع ميكنيم، يك نوع برتربودن مرد نسبت به زن را ميتوانيم بيابيم. در اسلامي كه در تاريخ محقق شد نيز اين واقعيت وجود دارد. اين نگاه همانگونه كه گفتم در مناسبات اجتماعي، در نظام ارزشگذاري جامعه، در اخلاق، در فلسفه، در فقه و در حقوق نيز متجلي ميگردد. مرد صاحب امتيازاتي ميشود كه زن آن امتيازات را ندارد و زن را با محروميتهايي روبهرو ميشود كه مرد آن محروميتها را ندارد. اين نگاه حاصل نگاه مردانه به هستي، جهان و جامعه انساني است و خود اين نگاه ناشي از يك نوع سطحينگري و بينش مادي است، نسبت به واقعيتها و آنچه در جامعه است. اما آيا واقعا چنين است؛ با لحاظ منطقي و تحليلي و با نگاه عقلاني به مساله آيا حقيقتا چنين است و مرد برتر از زن است؟ و آيا با نگاه عميقتر به متون و به سنت و سيرهاي كه در عالم اسلام بوده است، ما برتري مرد را نسبت به زن برداشت ميكنيم. آيا ميشود از يك سو در فرهنگ اسلامي و در بيان پيامبر اكرم(ص) يك زن معيار كمال انساني معرفي شود، از سوي ديگر اين زن به لحاظ ارزشها و تواناييها؛ پستتر و پايينتر از مرد باشد، در عمل در ميان امامان ما؟ گرچه حضرت زهرا(س) معصوم است. در ميان مسووليتهاي اجتماعي، ما يا زن را نميبينيم يا خيلي كم ميبينيم. حتي در بينش فقهي خودمان، هنوز هم كم نيستند كساني كه ميگويند نهتنها زن نميتواند در رأس حكومت قرار بگيرد بلكه در ردههاي پايينتر از حكومت هم با ترديد با مساله روبهرو ميشوند. اگر ما اين ديد را عوض نكنيم، حتما به صوت منطقي، اين نتيجه باطل را خواهيم گرفت. آيا اين ديد، يعني ديد مردانه به انسان و تاريخ، در ذات اسلام نهفته است؟ من يك مثالي بزنم. خوشبختانه امروز خيلي تحولات و ديدگاههاي فقهي و حقوقي در جامعه ما پيدا شده و كم نيستند مجتهداني كه ميگويند همه منصبها و موقعيتهايي را كه يك مرد ميتواند داشته باشد، يك زن هم ميتواند داشته باشد؛ ميتواند وزير، وكيل، رئيسجمهور شود و خيلي هم شجاعانه حرفشان را ميزنند و تكفير هم نميشوند. در طول تاريخ هم فقيهان و متفكران شجاعي بودهاند كه اين حرف را زدهاند، ولي در برابر، همان نظر شايع و به تعبير امروزيها مردسالارانهاي كه حاكم بوده است، يا صداي آنان را خفه كردهاند و يا خود به خود صدايشان در تاريخ گم شده است. در سال 42 كه انقلاب اسلامي آغاز شد، تقريبا يكي از اعتراضات همه بزرگان علم - كه خداوند درجات آنها را متعالي بفرمايد - اين بود كه چرا براي زنان حق رأيدادن قائل شدهاند و اگر نبود عظمت و بزرگي امام كه خيلي زود مسير مبارزه و مسير حركت اجتماعي را به سوي تحول اجتماعي و در واقع رهاسازي زن و مرد از سلطه استبداد و استبداد واسطه به استعمار جهت داد و انقلاب را در مسير درست خود قرار داد، ما با مشكلات بزرگي روبهرو بوديم. در سالهاي آغازين انقلاب، افرادي مطرح ميكردند، چرا در جمهوري اسلامي به زنان حق انتخابشدن را ميدهند كه با پرخاش امام روبهرو شدند. الحمدا... در مسير اين تحولاتي كه پيدا شده و خود به خود با اين تحولات ديدگاهها هم عوض شده، بخش قابلتوجهي از مشكلات حل شده است، اما هنوز در زواياي ذهن تاريخي ما و حافظه تاريخي ما اين بينش و گرايش وجود دارد كه زن جنس دوم است. شايد واقعيت تاريخي هم كمك كند، در حالي كه اگر فضاي جامعه آماده نباشد، واقعگرايانه نيست كه ما توقع داشته باشيم كه يك امر غيرعادي در جامعه تحقق پيدا كند، ولو اينكه معقول و بحق باشد. وقتي آن ديد بر جامعه حاكم است، خود به خود يك نوع عقبماندگي هم در بخشي از جامعه كه نگاه تحقيرآميز به او ميشود، ايجاد ميگردد. اگر ما در تاريخ ميبينيم كمتر بودند زناني كه بتوانند مسووليتهاي اجتماعي را بپذيرند و جامعه اگر هم اعتقاد داشته كه ميتوانند، نميتوانسته ريسك و خطر بكند و سرنوشت جامعه را با مشكل روبهرو كند، اين امر خودش معلول آن بينش غلط است. رشد، يك امر اجتماعي است. اگر شما دو انسان را با همه مشخصات مساوي خودشان، يكي را در معرض تربيت، آموزش و تمرين قرار دهيد و يكي را در جايي حبس كنيد و اجازه حركت به او ندهيد و بعد از يك سال، بخواهيد كه اين دو با هم مسابقه بدهند و آن انسان آموزش نديده شايد استعدادش بيشتر از آن كسي باشد كه آموزش ديده است، اما طبيعي است كه آن فرد آموزش نديده اصلا نميتواند رقابت كند. شما وقتي گفتيد زن بايد در خانه بنشيند و در عرصه اجتماعي حضور نيابد، طبيعي است كه خيلي از استعدادهاي او رشد نخواهد كرد و در عمل ناتوانتر از مرد جلوه خواهد كرد، اما آن ناتواني معلول آن ديد غلط و نتيجهاي است كه از آن ديد غلط گرفته شده و نه علت آن. تجربه تاريخي نشان داده است كه در شرايطي كه اين زمينه فراهم شود، نهتنها شايستگيهاي زن كمتر نيست، در خيلي جاها بيشتر هم است. زنان انسان هستند، انساني كه ميتواند همه شايستگيها را داشته باشد. سخن بر سر اين نيست كه حتما به اجبار بگوييم زنان بايد بيايند و همه مسووليتها را بپذيرند، بلكه سخن بر سر اين است كه بايد بتوانند در اين عرصه حضور بيابند و منعي براي اين كار نباشد؛ نه منع اجتماعي، نه منع حقوقي و نه ساير منعها و محدوديتهايي كه وجود دارد. ممكن است در تاريخ هم بهخاطر اين وضعيت ناگوار اجتماعي و انحراف اجتماعي ما در واقعيت مساله را به صورتي ببينيم كه كمتر زنان در عرصه حضور داشتهاند، ولي اين به معني ناشايستگي نيست. اگر زمينههاي اجتماعي و بينش عوض شد، آنگاه سيستم ارزشگذاري ما، فقه ما، حقوق ما و بسياري از مسائل ما عوض ميشود همچنان كه ديدهايم در طول زمان عوض شده است. صحبت بر سر اين است كه آيا ما بايد بگذاريم هزينههاي فراواني بپردازيم و زيانهاي فراواني ببينيم تا جبر زمان ما را وادار كند كه به يك واقعيت تن بدهيم يا با واقعنگري و ديد عميق و حتي با رجوع به منابع فكر و فقه اسلامي، ما آن انحراف تاريخي را تشخيص بدهيم و خودمان قبل از آنكه جبر روزگار ما را مجبور كند، انتخاب كنيم و آن واقعيت را كه به نظر ما در متن دين و گوهر دين نهفته است، بيابيم تا در عرصه اجتماعي هم موقعيت دين را شاهد باشيم. من معتقدم اسلام آنگونه كه در روش و منش پيامبر اكرم(ص) و بسياري از بزرگان صدر اسلام بوده، نهتنها اين بينش غلط را قبول نداشته، بلكه كاملا در مقابل آن جهتگيري كرده است. خيلي از سنتها شكسته شد، گرچه شكستن سنت تا آن هنگام كه واقعيت به مرحله بروز و بلوغ و كمال خودش برسد، زمان ميخواهد. شما به محض اينكه مثلا گفتيد فلان بخش از جامعه كه محروم است، حق نيست كه محروم باشد و بايد از محروميت بيرون بيايد، اين يك كار خيلي بزرگ انقلابي است، اما تا آن وقتي كه اين محروميت رفع بشود، خيلي زمان ميبرد. مهم، شكستن اين سد است و بايستي نگاه به زن بهعنوان يك انسان كه در همه مسووليتها و در همه معيارهاي فضيلت انساني هيچ تفاوتي با مرد ندارد، تقويت شود. نمونه كار همان نگاهي است كه به حضرت زهرا وجود دارد و همان حديث و روايتي است كه در آغاز سخن گفتيم؛ نهتنها از زهرا(س) تجليل ميشود، بلكه زهرا(س) ملاك و معيار انسان كامل قرار ميگيرد و كسي كه نهتنها انسان كامل است، بلكه معيار كمال انسانيت است، نميتواند شايستگي محوريت و شايستگي حضور فعال و سازنده در عرصه اجتماعي را نداشته باشد. اين ديد بود كه به نظر من عوض شد، ولي متاسفانه ديري نپاييد كه دوباره همان سنت جاهلي و باطل، همان تعصبها و كجانديشيها بر جهان اسلام حاكم شد و متاسفانه ديدگاه، بينش، ذهن و عقل و عاطفه عالمان اسلامي را هم تحت تاثير قرار داد و وقتي با آن نگاه به متون نيز رجوع كردند، همان را فهميدند كه با كمال تاسف بر تاريخ به ناحق تحميل شده بود. امروز دنيا عوض شده است و ما بايد خشنود باشيم كه گردش روزگار بسياري از ديدگاهها را عوض كرده است، گرچه هنوز متاسفانه نگاه ابزاري به زن و نگرش مردسالارانه، حتي در كشورهايي كه از نظر حقوقي و قضايي و سيستم اجتماعي بسياري از حقوق را براي زنان پذيرفتهاند، باز وجود دارد كه باز از مظلوميتهاي زن در روزگار ماست. ديروز نگاه به ظاهر و جسم زن ميشد كه از نظر ظاهر و جسم از مرد ضعيفتر است، پس از نظر انسانيت ضعيفتر است و امروز نگاه به جذابيتهاي زن ميشود و به استخدامگرفتن آن در مسير بهرهوريهاي مادي كه كمابيش ميدانيم. آنچه در تاريخ اسلام تحقق پيدا كرده، يك تاريخ مردانه است و آنچه كه در نگاه تاريخي اسلام به انسان و جهان و زن و مرد تحقق پيدا كرده، يك نگاه مردانه است، ولي به نظر من اسلام كوشيد و تا حدود زيادي هم موفق بود تا اين نگاه را بشكند و وقتي نگاه شكسته شد، خود به خود حقايق آشكار و شناخته ميشود و در عالم واقع جاري ميشود. به هر حال زهرا(س) بايد بهعنوان معيار كمال شناخت نهتنها يك انسان كامل و كسي كه رضايت و غضب او، معيار و ملاك رضايت و غضب خداست و رضايت خدا ملاك و معيار كمال انسانيت است و زهرا(س) معيار كمال انسانيت است. من يك سوال ميكنم و چند جملهاي هم عرض ميكنم و به مطالب خودم خاتمه ميدهم و آن اينكه اگر خداوند به خشنودي زهرا(س) خشنود ميشود و به خشم او خشمگين، آيا زهرا(س) خشنود از دنيا رفت؟ من اصلا به امور تاريخي، افراد، موارد و حوادث كاري ندارم. سوال اين است كه آيا زهرا(س) خشنود و راضي از دنيا رفت و آيا هيچ كس با هر ديدي كه نگاه كند، ترديدي در اين دارد كه زهراي اطهر(س) ناخشنود از دنيا رفت؟ و آيا امروز روزگار خود ما عرض ادب به پيشگاه زهرا(س)، تجليلهاي توأم با مبالغه و گزافه و بعد تكيه بر سطحيترين رويههاي زندگي يك انسان عادي، تجليل از زهرا(س) يعني اين؟ يا يعني شناختن آن ملاكها و معيارهايي كه رضايت زهرا(س) به آن است يا نارضايتي زهرا(س) بر آن است و تلاش براي اينكه جلب رضايت خدا را بكنيم؛ با جلب رضايت فاطمه(س)، آيا از آنچه كه در جامعه ما و جوامع امروز اسلامي ميگذرد، زهرا(س) راضي است؟ مطمئنا راضي نيست و چه كنيم كه او را راضي كنيم. زهرا(س)، مظلوم و ناراضي از دنيا رفت و اين از نحوه برخورد حضرت اميرالمومنين(ع) كه داور و راوي قابل اعتمادي است، كاملا به چشم ميخورد. شبي كه زهرا(س) در گور نهاد، اين ابيات را سرودند كه زبان حال آن حضرت است: نفسي علي زفراتها محبوسه يا ليتها خرجت مع الزفرات دل من و جان آتشفشان آرام و خاموشي است كه گدازههاي سوزان ناله و آه در آن محبوس شده است.اي كاش اين آتشفشان فوران ميكرد، گدازههاي ناله و آه بيرون ميآمد و همراه آن، جان علي(ع) نيز از تن بيرون ميآمد. زهراي عزيز! در دنيا بعد از تو هيچ خيري نيست؛ من گريه ميكنم از ترس اينكه مبادا بعد از تو زندگي من طولاني شود و بعد ميگويد كه اگر كسي مظلومتر از علي(ع) باشد، زهرا(س) است
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 21:41  توسط پوریا محمودی
|
آيتا... موسويخوئيني دبير مجمع روحانيون مبارز دم در نشسته بود و ميزبان ميهماناني بود كه براي <جشن انتظار> ميآمدند. ميزبان مراسم عصر روز سهشنبه مسجد وليعصر(عج) واقع در خيابان وزرا اعضاي مجمع روحانيون مبارز بودند.سخنران ويژه اين مراسم سيدمحمد خاتمي بود. بسياري از شاعران و نويسندگان و اهالي فرهنگ و ادب و هنر و مسوولان احزاب و جمعي از وزراي كابينه اصلاحات كه حالا ديگر همه جزو مديران خانهنشين هستند هم به اين مراسم آمده بودند، اما در ميان حاضران در سالن جوانان بيش از ديگران حضور داشتند. سيدمحمد خاتمي در اين مراسم با موضوع مهدويت كه خودش براي اولين بار آن را در سازمان ملل مطرح كرد سخنراني نمود، هرچند كه نتوانست نسبت به فضاي سياسي كه در آستانه انتخابات شكل گرفته ابراز نگراني نكند و بنابراين از ديدگاههاي امام(ره) درباره جمهوريت نظام سخن گفت و بر حضور افراد با سليقههاي گوناگون در انتخابات و به رسميت شناختن حق تعيين سرنوشت از سوي مردم تاكيد كرد و نسبت به روزي كه جز شش هفت نفر سايرين در امر تعيين سرنوشت اجتماعي جامعه صاحب حق دانسته نشوند هشدار داد. خاتمي گفت: <هيچكس حق ندارد براي شما تصميم بگيرد. هيچكس قيم شما نيست. يك دانشجو و بازاري همان اندازه حق دارد كه يك عالم و مجتهد [ حق دارد]و ارزش راي آنها در تعيين سرنوشت اجتماعي يكي است. اين نظر صريح امام بود. خدا نكند از اين پايينتر بياييم و به روزي برسيم كه جز 200، 300 نفر سايرين را در امر انتخابات واجد حق تصميمگيري ندانيم و يا پايينتر از اين بياييم و در نهايت جز شش هفت نفر سايرين را در امر تعيين سرنوشت اجتماعي جامعه صاحب حق ندانيم. امروز كساني كه وابسته به برخي مراكز مهم هستند و درخور احترام هستند و وجودشان هم لازم است، مطالبي را در مورد انتخابات و صلاحيتها ميگويند كه جاي نگراني دارد.> وي افزود: <حق حاكميت انسان بر سرنوشت خويش نه حقي عادي كه حقي الهي است، اما امروز گرايشهايي كه امام(ره) و راه ايشان را قبول نداشتند و در سال 56 در بحبوحه درگيريها حاضر نشدند به دستور امام عمل كنند و جشنهاي نيمه شعبان را تعطيل كنند و ميگفتند حاجآقا روحا... زياد از اين اشتباهها ميكند، اين بار هم اشتباه كرده، صاحبان همان گرايشها امروز ميگويند امام به جمهوري و حاكميت مردم بر سرنوشتشان اعتقاد نداشت. العياذبالله امام قصد فريبكاري داشت؟ آيا در تصويب قانون اساسي جديت وجود نداشت؟ آيا اين گفتار اهانت به امام و ملت نيست؟ اين همه تاكيدات حضرت امام(ره) روي ميزان بودن راي ملت و انتخاب همه اركان نظام بر پايه راي مردم كه در قانون اساسي نيز آمده است دليلي بر ناصحيح بودن ادعاهايي كه در مورد عدم اعتقاد امام به اصل جمهوريت مطرح ميشود، نيست؟> رئيسجمهور پيشين تاكيد كرد: <در اوايل انقلاب برخي ميگفتند مردم، دانشجويان و... مسائل را تشخيص نميدهند و علما كارها را انجام دهند كه امام(ره) نيز چنان نهيب سختي به آنان زد كه براي هميشه به عقب نشستند ولي امروز متاسفانه دوباره در حال زنده شدن هستند. امام گفتند يك روز كساني ميگفتند روحانيت و علما نبايد در سياست دخالت كنند كه اين سخن خيانت است. امروز هم ميگويند به جز علما و روحانيون كسي در سياست دخالت نكند كه خيانتي بس بزرگتر است. آن روز ميگفتند دويست نفر عالم حق دخالت در امر را ندارند. امروز ميگويند جز آن200 نفر كسي حق دخالت ندارد>! خاتمي همچنين در سخنان خود ضمن رد نظريه انحرافي پايان تاريخ به تبيين ديدگاه مهدويت پرداخت و بر ضرورت ايجاد الگوي جامعه رشديافته و معنوي تاكيد كرد. وي گفت: <امروز يك نظريه انحرافي درباره پايان تاريخ مطرح شده است و بر پايه آن عنوان ميشود كه زندگي بشر به آن مقصد واقعي خود رسيده است. بنابراين مقصدي نيست تا به سوي آن حركتي باشد و تاريخ در همين زمان به پايان رسيده است. اين نظريه انحرافي ميگويد زندگي بشر در غرب به كمال رسيده است و غرب در ليبرالدموكراسي كامل شده است و كمال ليبرالدموكراسي در ايالات متحده آمريكا است. بنابراين مقصدي آنسوتر از امروز براي بشر نيست. تاريخ در اينجا متوقف ميشود و اگر حركتي هم هست در جهت بسط و تعميق اين هدف بزرگي است كه بشر به آن رسيده است.> خاتمي با اشاره به دوران انتظار گفت: <راز كار در بينش اسلام و اديان توحيدي نسبت به انسان نهفته است. درست است كه مدار و محور اين جامعه انسان كامل است، گرچه حضور دارد، ولي ظهور ندارد اما يك شرط ديگر هم دارد و آن اين است كه استقرار اين جامعه از بستر آگاهي و اراده انسان تحقق مييابد. اگر بايد دست غيب از آستين درآيد تا آن شاهد غيبي ظهور كند، اين دست غيبي بايد از آستين رشد، آگاهي و اراده انسان بيرون بيايد و تا زماني كه انسان نفهمد، نخواهد و اراده نكند چنين امري تحقق نمييابد.> وي در ادامه با انتقاد از مدعيان دروغين ارتباط با امام زمان (عج) گفت: <اين انسانها كه خود را مهدي موعود معرفي ميكردند افراد بدبختي بودند كه خود را خوشبختكننده جامعه بشري ميدانستند. در عالم تشيع هم با اين مساله مواجه بوديم. در حال حاضر اين مساله تنها آفت موجود نيست، بلكه كساني هستند كه مدعياند با امام زمان(عج) ارتباط دارند. اگر خوشبين باشيم بايد بگوييم افرادي كه چنين ادعايي را مطرح ميكنند متوهماني بيمار هستند، اما اگر واقعبين باشيم بايد بگوييم آنها شياداني هستند كه خود را نماينده مهدي(عج) ميدانند كه نهتنها به جامعه خيانت ميكنند بلكه به آن بزرگترين آرمان جامعه بشري خيانت ميكنند و آن را به شكل شرمآوري تا مبتذلترين سطح آن فرود ميآورند، جالب اينكه دشمنان جوامع ما همواره از آن سوءاستفاده كردهاند و مهديگرايي دروغي ابزار دست استعمار بوده است و آنها گاه خواستههاي خود را از زبان مدعيان رابطه با مهدي بيان كرده و ميكنند. اين آفت هميشه بوده است.> خاتمي با تاكيد بر اينكه اسلام بايد عدالت و انسانيت و صلح را به جهان معرفي كند، گفت: <كار ديگر ما عرضه يك الگوست (نه داعيه جهاني داشتن.) هر پرچمي پيش از ظهور حضرت مهدي(عج) داعيه جهاني داشته باشد (به نام اسلام و غيراسلام) طاغوت است. ما (مسلمانان) قيم دنيا نيستيم. اگر جمعي از مومنان به اين درجه از رشد رسيدند و داراي چنان رهبر هشياري بودند كه آنها را جهت داد و داراي جامعه سازگار با اسلام شدند وظيفه اين است كه اين جامعه را كه ميتواند به عنوان الگويي در جهت رفع نيازهاي جهان ارائه شود به جهان معرفي كنيم
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 21:38  توسط پوریا محمودی
|
اينجانب عليرغم ميل باطني، براي جلوگيري از تحريف وقايع تاريخي و شفافسازي وقايع دوره حساس كنوني، ناچارم موضوعاتي را مطرح كنم. حقير در سالهاي گذشته با وجود ارتباط صميمي با بزرگاني از جناح موسوم به محافظهكار يا اصولگرا و ارادت به شخصيتهايي چون آيتا... مهدويكني و حجتالاسلام ناطقنوري در خطبنديهاي سياسي به جريان اصلاحطلبان نزديكي بيشتري داشتم، اما در عين حال اين نزديكي هيچگاه سبب نشد كه در برابر انحرافات خواسته يا ناخواسته سكوت كنم كه بعضي از همكاران كه در مجلس ششم نيز حضور داشتند قطعا واقف هستند. اما برخي موضعگيريهاي غلط، دليلي موجه براي اتهامافكني و حمله و هتاكي به كل مجلس ششم نيست. آنچه اكنون مايه گلايه از برخي از دوستان و همكاران جناح اكثريت مجلس هفتم ميباشد، اين است كه با چشم بستن به برخي حقايق اولا تلاش ميكنند كه تنشها را به جناح اقليت نسبت دهند و براي جلوگيري از افشاي برخي از واقعيات جناح محافظهكار، حتي در برابر بدترين اهانتها به مقدسات مسلم ديني سكوت كنند؛ دوستاني كه مدعي سكوت اصلاحطلبان در برابر اهانت به مقدسات هستند، براي مردم بگويند وقتي اظهارات منتسب به مشاور رئيسجمهور روي يكي از سايتهاي خبري قرار گرفت و نشان ميداد كه وي در حمايت از دستور رئيسجمهور در مورد ورود زنان به ورزشگاهها برخي مراجع را مورد اهانت قرار داده و از زده شدن گردن آنها توسط وجود مقدس امام زمان خبر داد، كداميك از همكاران اصولگرا حاضر به نطق پيش از دستور شدند؟ روزي كه در قالب سوالات سخيف آزمون ضمن خدمت فرهنگيان، به ساحت مقدس نبياكرم(ص) اهانت شد، آيا همكاران كلامي به اعتراض سخن گفتند يا برعكس همه تلاش خود را به استيضاح نشدن وزير آموزش و پرورش معطوف كردند؟ در برابر جشن تركيه همكاران اصولگرا چه كردند؟ در برابر موج اخراج يا خانهنشين كردن اساتيد بزرگ دانشگاهها چرا سكوت كردهايد؟ يكي از موضوعاتي كه باعث حمله جناح اكثريت به فراكسيون خط امام(ره) شده است، بعضي انتقاداتي است كه نسبت به سفرهاي استاني هيات دولت بيان شدهاند و من درباره سفرهاي استاني لازم است چند نكته را به عرض برسانم؛ 1- بعد از تأييد مقام معظم رهبري، حمايت خود را از اين سفرها اعلام و براي كارآمدي آنها به مسوولان دولتي كمك كنيم كه البته حمايت و كمك به معناي بزرگنمايي دستاوردها و يا مخفي كردن نقاط ضعف نيست. 2- از شما ميپرسم كه آيا شما نميدانيد، نخستين اعتراضات به برخي روشها و وعدهها در سفرهاي استاني در اين مجلس توسط چه كساني مطرح شد؟ آيا اعتراض مكرر دوستان اصولگرا در اين مورد را فراموش كردهايد؟ كسي كه ادعاي اصولگرايي دارد ميداند كه اسلام دين اخلاق است. پس چگونه به خودتان اجازه ميدهيد به ديگران تهمتهايي از قبيل دلار گرفتن از اجانب را مطرح كنيد؟ آيا مسووليت اينقدر ارزش دارد كه به برادران ديني نسبتهاي ناروا بزنيد؟ از طرفي ديگر ظاهراً بخشي از وظيفه تخريب بر عهدهگروهي از مسوولان مرتبط با نيروهاي مسلح و نظامي قرار گرفته است به طوري كه مثلا مسوول نمايندگي ولي فقيه در نيروي مقاومت بسيج با صراحت ميگويد: <معتدلهاي دوم خردادي از افراطيهاي آنها خطرناكتر هستند.> بايد پرسيد: آيا واقعا خاتميها، كروبيها، محتشميها و مجيد انصاريها و... براي نظام خطرناك هستند؟ و بخش ديگر تخريب به عهده دوستاني است كه با حملات شديد عليه نمايندگان اصلاحطلب ميخواهند به هرگونه به حضور فعال آنها در عرصههاي مورد توجه مردم پايان دهند و البته به آنها ميگويم، آزموده را آزمودن خطاست. ضمنا به يكي از ارشدترين فرماندهان نظامي كه اخيرا به جناحهاي سياسي داخلي هشدار داده است، يادآوري ميكنم كه مراقب برخي اظهارات باشند زيرا بيدقتي در بعضي سخنرانيها ميتواند بهانه به دست دشمن بدهد و خداي نخواسته فضاي ايران با فضاي تركيه مقايسه شود. همچنين اظهارات مقام محترم مرتبط با نيروي مقاومت بسيج اگر باعث شود كه در آينده كساني بسيجيان مخلص را به دخالت در انتخابات متهم كنند، گناه آن بر گردن كساني است كه در بعضي اظهارنظرها به وادي افراط ميافتند. سوال اساسي اينجانب از دوستاني كه خود را مخالف تنش در عرصه سياسي كشور معرفي ميكنند اين است كه آيا حمله شديد به معتدلهاي دوم خردادي نتيجهاي جز رونق گرفتن بازار افراططلبي خواهد داشت؟ آيا حمله به شخصيتهاي كمنظير همچون آيتا... هاشميرفسنجاني، معنايي جز ترويج افراططلبي و منزوي كردن اعتدال دارد؟ همچنين در مورد سيد عزيز، فرزند فاضل امام حجتالاسلاموالمسلمين سيدمحمد خاتمي نيز سوال ميكنم تخريب او كه يكي از منطقيترين و معتدلترين شخصيتهاي جناح اصلاحطلب ميباشد و در سفرهاي پربار، تمام وجهه داخلي و بينالمللي خود را وقف نظام و انقلاب و پيروي از منويات مقام معظم رهبري كرده، به نفع چه كسي است؟ اگر واقعا در پس بعضي از حملات و انتقادات، اهداف انتخاباتي وجود ندارد، چرا پس از انجام چند سفر داخلي آقاي خاتمي - كه با استقبال مطلوب مردم مواجه شد - روند حملات به ايشان شدت گرفت؟ چگونه است كه تكذيب اطرافيان آقاي احمدينژاد در خصوص سيدي منتسب به ايشان - موضوع سخنراني در سازمان ملل و هاله نور - بلافاصله مورد پذيرش دوستان قرار گرفت، اما به تكذيبهاي مكرر آقاي خاتمي در مورد سيدي منتسب به اين روحاني متعهد، توجه نميشود؟ دوستان! از شما ميخواهم تنها به خاطر خطبنديهاي سياسي، در همان وادي اي نيفتيد كه برخي از افراد نزديك به اصلاحطلبان افتادند و هزينه آن بر كل جريان اصلاحات تحميل شد و فراموش نكنيد كه امكان ندارد دولتي مسووليت هزينه كردن صدها ميليارد تومان را به عهده داشته باشد و در عين حال از انتقاد مصون و بينياز باشد
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 21:33  توسط پوریا محمودی
|
تغيير وضعيت انتشار نشريه مرکز مطالعات استراتژيک رياستجمهوري از روش محرمانه به شيوه انتشار عمومي، اين نشريه در شماره اول خود دست به انتشار نظريات اين مجموعه در رابطه با جريان شناسي سياسي کشور زد. در شماره جديد نشريه برداشت اول، نويسنده سرمقاله ، که يکي از دبيران سايتهاي نزديک به دولت نيز هست، معتقد است جريانات سياسي کشور به دو سمت متفاوت کشيده ميشوند و بر اين اساس ميتوان آنها را تقسيمبندي کرد. يک بخش به سوي «نور» حرکت ميکنند که احمدينژاد نماد اين بخش است و بخش ديگر به سوي «ظلمت» و غرب در حرکتند که نماد آنها هم خاتمي است. بر اساس نمودار شکلي اين نشريه «اصولگرايان اصلاحطلب» در ميانه اين دو بخش ايستادهاند. لازم به ذکر است نشريه «برداشت اول» قبلا و در زمان رياست جمهوري خاتمي به سردبيري «محمدرضا تاجيک» و به صورت محدود براي استفاده مسئولين و کارشناسان ارشد منتشر ميشد که در دور جديد ضمن تغيير شيوه انتشار آن و چاپ آن به صورت گسترده در چاپخانه روزنامه ايران، مسئوليت آن نيز به ذاکر اصفهاني واگذار شد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 21:22  توسط پوریا محمودی
|
نشست منتخبين اصلاح طلب انتخابات شوراهاي شهر در سراسرکشور عصر جمعه برگزار شد. حجتالاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي كه به عنوان سخنران اصلي در اين نشست سخن گفت با تبريك اعياد قربان و غدير نسبت به اين مسئله كه مسلمانان بتوانند در شناخت بيشتر شخصيت حضرت علي (ع) موفق باشند، اظهار اميدواري كرد. خاتمي در ادامه با يادآوري سفر چند ماه قبلش به آمريكا به ديدارش با يكي از فرهيختگان جامعه آمريكايي كه در آخرين روزهاي اقامت وي در اين كشور انجام شد اشاره كرد و گفت: در اين ديدار اين شخصيت عملي آمريكا با هيجاني خاص از جايگاه والاي ملت ايران سخن ميگفت و اين براي من تعجبآور نبود. زيرا در بيشتر محافلي كه شركت ميكنم چنين توصيفهايي را از ايران و ايراني ميشنوم كه براي همه غرورآفرين است. رييس جمهور سابق كشورمان، ادامه داد: من در اين ديدار گفتم ملت آمريكا نيز ملت بزرگي است گرچه در ميان آنها سودطلبان هم بودهاند اما كساني كه پايهي انديشه، تمدن و قانون آمريكا را گذاشتهاند افراد بزرگي بودهاند و وجه شباهت آنها با ما اين است كه آزادي را با دينداري ميخواهيم. وي در ادامه اظهاراتش از ملت آمريكا به عنوان يكي از ديندارترين ملتها نام برد و گفت: ملت آمريكا ديندارترين ملتها هستند گرچه غروري كه سياستمداران اين كشور نسبت به جايگاه آمريكا دارند، سبب شده سياستهايي را اتخاذ كنند كه براي ملت و كل جهان مشكل ايجاد كند. خاتمي همچنين با تاكيد بر اينكه در جريان سفرم به آمريكا به هر جا رفتم وقتي از ايران و ايراني صحبت شده ايران را بزرگ يافتم، تصريح كرد: در همه ديدارها ايران و ايراني مورد ستودن قرار ميگرفت و اين مسئله مهمي است و واقعيت اين است. وي ادامه با اشاره به ويژگيهاي تاريخي و جغرافيايي ايران كه آن را به كشوري بزرگ تبديل كرده، گفت: اما مهمترين عامل بزرگي اين كشور ملت ايران هستند، ملت بزرگواري كه قرنها در تاريخ بشري بزرگي آفريدند، مشكلات بزرگي را تحمل كردند اما هيچگاه در زير اين مشكلات كمر خم نكردند. رييس جمهور سابق كشورمان، همچنين در بخش ديگري از اظهاراتش با بيان اينكه اسلام به ايران خدمات بزرگي كرد، يادآور شد: اما فراموش نكنيم ايران هم به اسلام خدمات بزرگي را در بازتاباندن مفاهيم اسلامي انجام داده است. وي در ادامه با اظهار نگراني نسبت به اينكه مسوولان ذيربط كه خودش نيز در دورهاي جزيي از آنان بودند نتوانند اين موقعيت را درك و از فرصتها استفاده كنند، اظهار داشت: نگراني من از اين است كه مسوولان ذيربط كه خودم نيز زماني جزء آنها بودم نتوانيم اين موقعيت را درك و از اين فرصتها استفاده و از لحاظ علمي، بينالمللي، اقتصادي و فرهنگي در خور شان اين ملت كار كنيم و يا با اتخاذ مواضعي به اين عظمت خداداد لطمه وارد كنيم. خاتمي با بيان اينكه اين نگراني، نگراني بجايي است، دقت ملت ايران در انتخابها به نحوي كه به انتخاب افرادي كه از عظمت اين ملت دفاع كرده و آن را ارتقاء دهند را مورد تاكيد قرار داد. رييس جمهور سابق كشورمان، در ادامه اظهاراتش اصلاحات را وفاداري به پايههاي ايران عزيز و تلاش براي ارتقاء آن به نحوي كه هم شان ملي و هم پايگاه اسلامي ملت ايران رعايت شود معرفي كرد و گفت: وفاداري به اسلام، البته اسلامي كه جوابگوي ملت باشد آن چنان كه بوده است و تلاش براي شناخت اين عظمت و اينكه از اين عظمت براي بارور كردن عزت و قدرت اين ملت استفاده شود. وي در ادامه به جايگاه حاكميت ملت و سرنوشتشان در نزد ملت ايران اشاره كرد و از آن به عنوان روحي كه صدها سال است اين ملت را سر پا نگه داشته نام برد و ملت ايران را در رديف اولين ملتهايي كه بر اين حق تاكيد دارند قرار داد. رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، اضافه كرد: اين اعتقاد به حق حاكميت بر سرنوشت طي قرون گذشته باعث شده كه اين ملت با وجود شكستها راه را گم نكند؛ لذا مسئلهي حق حاكميت بر سرنوشت مسئلهي مهمي است و اسلامي كه ما به آن معتقد هستيم نيز اسلامي است كه روي حق حاكميت بر سرنوشت صحه ميگذارد. خاتمي در ادامه اظهاراتش به جايگاه روح عدالت و عقلانيت در مكتب شيعه اشاره كرد و گفت: امروز سني ايراني هم به عدل و عقل و مظهر آن كه علي (ع) است ايمان دارد و اين روح ايراني است كه اين عظمت را توانسته ايجاد كند. وي همچنين حق حاكميت بر سرنوشت را يكي از افتخارات انقلاب اسلامي ايران معرفي كرد واظهار داشت: سابقه ندارد كشوري حتي زير بمباران كه انسان امنيت ندارد در خانه بماند و يا در خيابان، انتخابات را تعطيل نكند از اين جهت امروز، ديروز و فرداي ايران با بسياري از كشورهاي ديگر متفاوت است. رييس جمهور سابق كشورمان كه انتخابات را مظهر حاكميت ملت بر سرنوشت خويش معرفي ميكرد، يادآور شد : اگر اين انتخابات اشكالاتي در ساز و كارها و ضوابط و اجرا داشته باشد كه دارد بايد تلاش كرد تا اين ايرادات مرتفع شود و فكر ميكنم جهتگيريهاي مهم اصلاحطلبان در آينده رفع اشكالات ساز و كاري، سازماني و اجرايي انتخابات باشد. خاتمي تصريح كرد: ملت ما حق ندارد انتخابات را كوچك بگيرد و گروههاي سياسي نيز حق ندارند مردم را براي اعمال حقشان دلسرد كنند و البته حكومت نيز حق ندارد زمينه اين دلسردي را ايجاد كند. رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، با اشاره به نقشي كه وجود زمينه براي انتخاب گزينههاي مختلف در رفع دلسردي مردم ايفا ميكنند، اظهار داشت: هر گونه اقدامي كه راه را بر حضور گزينههاي مختلف و مورد خواست مردم ببندد جفاي بزرگي است. وي با تاكيد بر اينكه مردم بايد در عرصه حضور داشته باشند، تصريح كرد: ممكن است در ساز و كارها ايراداتي وجود داشته باشد، در دوره ما هم شايد اينگونه بوده اما بايد بدانيد كه حضور گسترده مردم تقريبا آن مشكلات را مرتفع ميكند. خاتمي اضافه كرد: با حضور گسترده مردم زمينه كارگر افتادن نظام، سازوكارها و مقررات نادرست در مورد انتخابات و اجراي نادرست آن يا از بين ميرود و يا به حداقل ميرسد و يا از تاثير حداكثري آن جلوگيري ميشود. رييس جمهور سابق كشورمان، در ادامه با تاكيد بر اينكه بايد روي اين مسئله كار كرد كه به مردم بگوييم با آمدن شما بسياري از مشكلات ميتواند حل شود، گفت: اگر اين آمدن به انتخاب كساني كه به حق حاكميت مردم بر سرنوشتشان معتقدند، بيانجامد به اصلاح بسياري از ساختارها منجر ميشود. وي در ادامه اظهاراتش به آنچه پيرامون موفقيت 40در صدي اصلاحطلبان در انتخابات اخير مطرح ميشود اشاره كرد و با يادآوري تلاشهاي اصلاحطلبان در شهرستانها، اظهار داشت: اينكه گفته شده اصلاحطلبان به موفقيت 40 درصدي رسيدهاند مربوط به شهرستانهاست كه محروميت آنها هم بالاست و اين قابل تقدير است. رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، در ادامه اظهاراتش با بيان اينكه اصلاحطلبان در عين قرار داشتن در وضعيت محروميت در انتخابات اخير حاضر شدند از ائتلاف و همدلي نسبي بين همه جريانهاي اصلاحطلب با گرايش اعتدال و خدمت به مردم به عنوان يكي از دستاوردهاي بزرگ اين انتخابات نام برد. خاتمي در ادامه اظهاراتش با اظهار تاسف نسبت به اينكه اصلاحطلبان به لحاظ محدوديت در امكانات نتوانستند همه كانديداهاي خود را به درستي به جامعه معرفي كنند، نبود اين محروميتها را عاملي در جهت اينكه تعداد كانديداهاي راهيافته اصلاحطلبان به شوراي شهر را افزايش ميداد، معرفي كرد. وي اضافه كرد: اين محروميت به نحوي بود كه ما در تهران نتوانستيم حتي يك ميليون كارت چاپ كنيم و مشخصات آيتالله توسلي را از طريق آن به مردم معرفي كنيم. بسياري از مردم نميدانستند كه ايشان كانديدا شدند و بعضي نيز نميدانستند كه كدام توسلي است كه كانديدا شده است. خاتمي در ادامه با افتخار نسبت به اينكه مجموعه متبوعش (اصلاحطلبان) با وجود آنكه طي هشت سال بودجههاي ميلياردي دولت در اختيار آنها بود، امروز از چنين محدوديتي در امكانات برخوردارند، اظهار داشت: امروز افتخار ميكنم كه بعد از هشت سال حضور در جايگاه رياست جمهوري حتي يك دفتر براي كارم ندارم
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 21:17  توسط پوریا محمودی
|
|